دانشگاه پس از آزادی

By نویسنده

مرتضی سیمیاری:نسل حاضر انجمن ها در یک سو با حاصل انجمن ها در پس از انقلاب قرار داشته و از سوی دیگر در معرض از دست دادن روحیه نظام مند بودن قرار دارد.اذا در حداکثر جدایی از مختصات جغرافیایی خود قرار دارد.در حال حاضر برای رفع این مسئله نیاز به بازنگری دوباره در رفتارها را داریم.تا روحیه توسعه هستی را در مسیر بهبود زیر ساخت های اخلاقی جامعه بکار بریم.اخر سخن انکه شبکه تو در توی هستی (نوناکو 2000)در ارتباطات اجتماعی در مسیر احساس مسئولیت در برابر ازادی عدالت و ترقی و استقلال می باشد.لذا نیاز مند پذیرش  مسئولیت اجتماعی قرار داریم

نظام هستی از اجزایی تشکیل می گردد که در تعامل با یکدیگر قرار دارند. یعنی بر هم اثر می گذارند و از هم اثر می پذیرند و نبودن هر کدام از اجزا باعث از کار افتادن سایر اجزا می گردد .برتالانفی معتقد است که این نظام روحی دارد که مجزا از واحد های سازنده ان می باشد که این روح حیات بخش کنشی است که در تغییر و تحول تجسم می یابد و به فعالیت ها وکنشها ساخت هستی بخش می دهد هر کدام از واحد ها اگر عنصری معنا دهنده به این نظام هستی بخش نباشند بازتاب عمل انها چالش تغییر و شادابی را از این نظام می گیرد این واحد ها هر چه روح انعطاف ساخت دهی و اثر بخشی بیشتری را داشته باشند انفعال از روح هستی رخت برداشته و بجای ان کنش مسئولیت پذیری و میل به حرکت و پیشرفت جای می گیرد .این بینش ناشی از روحیه عافیت طلبی و سعادت نگری بشریت می باشد .چستر بارنارد بجای تفکیک اصول و عمل هر یک از واحد ها به صورت جزیره ای مجزا به طراحی رهیافتی نظام مند و مجرد پرداخت و نظام را مجموعه ای پیچیده از خرده نظام های اجتماعی .شخصی .زیستی و فیزیکی در یک ارتباط منظم .خاص همراه با نتایج برای رسیدن به هدف معین در نظر گرفت .لذا تحقق نتیجه در این نظام هستی نیازمند سه عامل میل به خدمت .هدف مشترک و ارتباطات می باشد و اگر این سه عامل مستقل از هم باشند معنای هستی و نظام زیر سوال خواهد بود .ارتباط بین واحدها می تواند شکاف طبیعی میان میل به خدمت و هدف مشترک را پوشش دهد.در واقع هر واحد هستی به عنوان معمار سرنوشت یک جامعه عمل می کند و ذهنیات ان واحد است که میتواند حصار مطلق بودن را پدید اورد.اگر هر واحد هستی تکاپو خود را در پرتو سعادت کل هستی به کار برد نوید دیدگاه توحیدی را می دهد و اگر در حصار بلند شخصیت واحد قرار گیرد دچار کیش هویتی می گردد .در واقع افت نظام هستی بخش در دو منظر وارد می گردد .که گاهی روحیه هم ذات پنداری و اثر بخشی جای خود را به فردیت واحد می دهد در واقع خدایی در برابر خدایگان می سازد و روح تعامل وکارایی را زیر سوال می برد و دوم گاهی ماهیت یک تفکر واحد را جایگزین هستی میکند و ریشه تعاون را با حذف جهان بینی به واحد منتقل می کند و ماهیت عمل و تعهد و تدبر را به پایین ترین سطح از نگرش می کشاند و کلیت شناخت هستی را زیر سوال می برد .پیتر سنج در کتاب معروف اصل پنجم نظام هستی را متشکل از واحدها وارزشها و تجربه ها می داند که پیوسته تعامل دارند وعملکرد خود را بهبود می دهند .نکته بسیار مهم ان است که رهیافت نظام مند به هستی مجرد وانتزاعی نیز می باشد از سوی دیگر نقد جزیی هر کدام از واحد ها به صورت مجزا به علت از دست دادن ایدئولوژی شناخت قابل نقد می باشد لذا وجه مشترک این دو جریان نسبت به هستی دیدگاه مبتنی بر تجربه .پژوهش و تحلیل را پدید می اورد .وباعث می شود نقش موثر واحدها در نظام هستی در طول روح کلی نظام قرار بگیرد و لازم وملزوم بکدیگر تلقی گردند .براساس این رویکرد منظم وتحلیلی می توان زوایای پنهان فعالان هستی را مورد نقد و نظر قرار داد و عصاره ان را در جهت شکوفایی و پر بار شدن به کار برد.

سرشت فعالیت دانشجویی_اتحادیه انجمنهای اسلامی کشور که در قالب دفتر تحکیم وحدت ریخته شده است در حدی از دو افت این نوشتار نیز می باشد در واقع این سازمان دانشجویی در نقطه نوسان زیر سوال بردن کلیت نظام سیستماتیک و از دادن روحیه هم ذات پنداری و میل به رشد غیر سیستماتیک قرار دارد .که واکاوی این جریانها میتوتند راهگشای تحرک و دغدغه مسئولیت پذیری گردد.روح تحکیم وحدت متشکل از واحدهایی است که دارای وضعیت ویژه و پایداری به نام سیالیت می باشد که همین سیالیت معنا بخش فعالیت های این سازمان دانشجویی بعنوان جزئی فعال از هستی می باشد. که هر واحد ان با حداقلی از ورودی .ماندگاری وخروج در متوسط پنج سال می توانسته است راه کار شگرفی در تغییر فعالیت اجتماعی باشد که در حال حاضر با یک قضاوت منصفانه از سوی نگارنده بعنوان جزیی از این ساختار چندان موفق نبوده است .تغیرات فکری مداوم این مجموعه نه نشانه پیشرفت در فعالیت و نتیجه گیری حاصل از جمع بندی پژوهش تحلیل بلکه ناشی از عمل سیالیت است و می توان ادعا کرد که سایر واحدهای اجتماعی توانسته اند اثر گذاری خود را براین مجموعه وارد کننداما دادهای ورودی این مجموعه پردازش نگردیده و بدون بازخورد و گاهی بدون برون داد دوباره در قالب دو طیف فعالان محدود و غیر فعالان متکثر در دیگر واحدهای اجتماعی وارد گردیده اند ونتوانسته به تکامل روح کلی مجموعه منجر شود.در واقع در شبکه در هم تنیده هستی خروجی این زنجیره به سوی سایر واحدها در جهت معنا بخشی ناقص صورت گرفته و دریافت اجتماعی در برخی نقاط این نظام متوقف گردیده است.در واقع می توان گفت خروجی محدود و ناقص روح تحکیم وحدت بر جامعه باعث و عامل بخشی از انفعال سیاسی در حال حاضر در کشور می باشد.در یک حساب سر انگشتی به راحتی می توان حدس زدکه از سال 76 تا86 در یک پروسه معطوف به یک دهه از سیل خروشان فعالان دانشجویی تنها عده محدودی باقی مانده اند که شکاف بین همین افراد در سطح پذیرش رهبری اجتماعی .مهاجرت و اثر گذاری سیاسی که ناشی از نداشتن یک الگوی ثابت ذهنی است حداقل کارایی را نیز از این افراد گرفته است.خروجی انجمن های اسلامی در دو سطح متفاوت به سایر واحدهای اجتماعی وارد گردیده اند که این دو سطح دو شکاف عمیق  را نیز در جامعه بین دو معیار اوانگارد و منفعل پذیرش کرده است. اقای تقی رحمانی پژوهشگر مسائل دانشجویی طی مقاله ای(انها که می مانند) این گونه قلم می زند(فارغ التحصیلان امروز با ذهنیتی کاملا نا هماهنگ وارد جامعه می گردند و برای انها تبدیل فضای ارمانی به صنفی پر ضایعه است). جمله را تجزیه می کنیم و بعد نتیجه گیری 1_فارغ التحصیلان انجمنی  که همان برون داد واحدی به نام تحکیم وحدت هستند2_ورود ناهماهنگ به جامعه که همان دو سطح فعلان محدود منفعلان متکثر است 3_در فضای انتزاعی  یعنی کل این مجموعه متشکل از ارزش و تجربه نمی باشد فضای ارمان فضایی است که تجربه پذیر نیست که اگر چنین بود که دیگر ارمان محسوب نمی شد لذا ارزش گزاری در ان معمولا نا ممکن است. در واقع در درون انجمن ها ارتباط بین هدف مشترک اجتماعی و تاثیر گذاری هر واحد به ان هدف معین وجود نداردلذا بازده وقتی وارد واحد دیگری از نظام اجتماعی می گردند مانیفست انزجار می نویسند گاهی علیه شرایط موجود و گاهی علیه شرایط گذشته که در هر دو حالت انفعال اجتماعی را پدید می اورند در واقع پروسه فعالیت انجمن ها در طی دوران فعالیت ارزش گزاری نمی گردد و مخرج مشترک نداشتن ایدئولوژی .و نقد جزیی انفعال اجتماعی را پدید می اورد .در یک ارزش گذاری اولیه به راحتی می توان مشخص کرد که خروجی بی تاثیر انجمن ها باعث می شود که در کل مجموعه هستی فعلیتی به سوی اثر گزاری صورت نگیرد و لذا اسیب اول قبل انکه بتواند توسط کل نظام هستی ترمیم شود به صورت ناقص دوباره وارد انجمن ها می گردد. در واقع به زبان ساده تر انفعالی که خود انجمن ها وارد جامعه کرده اند قبل انکه روح نظام هستی بتواند ان را ترمیم کند به صورت یک داده پردازش نشده و بدون انگیزه و در واقع منفعل دوباره جایگزین واحد قبلی میگردد.واین ساختار حیات انجمن های اسلامی را غیر طبیعی جلوه می دهد.واحد جدید جایگزین شده در انجمن های اسلامی دور باطلی را می سازد که دائما نیروی منفعل را می گیرد و همان نیروی منفعل را در بهترین شرایط به صورت رهبرانی پیشرو بعنوان برون داد وارد سایر بخش های هستی می کند .در حالی که نظام اجتماعی نیازمند ان است که سیالیت انجمن ها روح انجمن را در قالب برون داد به واحد های دیگر وارد کنند تا هم حیات انجمن ها حالت طبیعی داشته باشد و هم اثر پذیری و اثر بخشی های اجتماعی روند مثبتی را به خود بگیرد..

واکاوی اسیب_در بخش قبل متذکر گردیدم که پیامد بازده ناقص ویا منفعل از سوی انجمن های اسلامی به سایر واحد های اجتماعی چه می باشد. و معین گردید که این صدمه دو سویه می باشد ودر یک سیستم باز اثرات ان دوباره هم به سوی انجمن ها و هم به سوی سایر واحدها می باشدو بعد بررسی شد که که این انفعال اجتماعی با همراه نبودن روح انجمن ها با برون داد اجتماعی انجمن ها در اثر ارزش گزاری نشدن و نداشتن تحلیل پژوهش می باشد در این بخش علل عدم پذیرش ارزشها را مورد بررسی قرار خواهیم داد و هدف ان است که تعلق خاطر خود را از این واحد فعال هستی در جهت کمال ان بکار ببرم و در نهایت باعث گردد خروجی ان حیات مثبت را به سمت سایر واحدها نشانه رود.در سال 1982 میلادی توماس پیترز و رابرت واترمن در کتابی با نام در جستجوی کمال تلاش کردند راهبرد موفقیت برخی واحد های اجتماعی را مورد کاوش قرار دهند .هر چند نگاه انها بیشتر جنبه تجاری داشت اما تجربه انها در مورد سازمانهای اجتماعی ارزشمند می باشد انها اعتقاد داشتند سازمان کمال یافته میبایست  الف)تعصب به عمل داشته باشد.باز به مقاله انها که می مانند به نگارش اقای تقی رحمانی باز می گردم ایشان در عدم تعصب به عمل چنین نگارش می کنند جریان دانشجویی از سال1381 با نقدقدرت و پیوستن به جامعه مدنی در عمل در تحقق راهبردی به این عمل بازمانده اند .درد اور ان است با وجود بحث بروی جامعه مدنی و ضروریت نهادهای صنفی در عمل این نظریات بیشتر انتزاعی ویا ارمانی می باشد.چرا که جامعه روشن فکری ما بیشتر در قید مفاهیم است تا سودای تحقق انها .حال دوباره به بحث باز می گردیم و با طرح این پرسش از سوی این روشن فکر دلسوز سعی در پاسخگویی می کنیم .در واقع در درون انجمن ها تعهد به عمل مفهومی نمی باشد اولا تراکم گفتاری در انجمن ها ی اسلامی بالا می باشد وعمل محدود به مقیاس کوچک می باشد دوم انکه ظرفیت عمل انجمن ها به خاطر میل به انتزاع قابلیت ازمایش ساده را ندارد و سوم انکه در درون انجمن ها علاقه و درگیری نسبت به عمل باید باشد تا مفاهیم عملیاتی گردنند حال انکه مفاهیم در انجمنها در فاصله پراتیک وارمان شناور هستند. در واقع در انجمنها بر اساس سه معیار بالا مفاهیم روحیه ماجراجویانه دارد تا نسبت عقلانی به اجرا که علت ان نیز بلند پروازی های ارزش گذاری نشده می باشد لذا تعهد به عمل در مسیر انحرافی ارمان یا انتزاع قرار می گیرد و قید مفاهیم پر ارزش تر از سودای تحقق می گردد.در در جمع بندی کلی از نحوه اجرا نشان می دهد تاریخ انجمن ها در بعد از انقلاب پر از روزهای پر درگیری در جهت تسخیر یا براندازی بوده است وحتی حداقل انتظار در  تمایل به روحیه صنفی در جهت دهی اینده شغلی فعالان انجمنی نیز وجود ندارد . 
ب)تمایل به استقلال و کار افرینی:مهندس عزت الله سحابی در یکی از سرمقاله های نشریه توقیف شده ایران فردا به نکته مهمی به عنوان مساله پس از ازادی اشاره کردهاند ایشان ضمن بررسی راهکار توسعه در راهبرد همگون سیاسی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی توجه فعالان دانشگاهی را به سمت مدیریت علمی در کشور جلب نموده اند در واقع در کشورمان نیازمند ان هستیم پیوندی همگون بین سه ضلع کارشناسان پر تجربه و تحصیلکنندگان خارج کشور  و فارغ التحصیلان داخل کشور ایجاد شود زیرا با این پیوند تجربه گذشته به روز شود وبا جمع بندی توسعه کشور اجرای ان توسط مدیران لایق که نگاه سود جویانه به توسعه کشور ندارند و اخلاق و منافع ملی در درجه بالای اهمیت برای انها قرار دارد عملیاتی گردد. بخش زیادی از فارغ التحصیلان انجمنی با جرات می توان گفت که دارای چنین خصیصه ای میباشند اما این معیارمناسب را که فعالان انجمن به میراث برده اند توسط مجموعه کل این سازمان دانشجویی در جهت پیوند مناسب با کارشاناسان پر تجربه و دید علمی خارج از کشور پیوند نمی زند.لذا انجمن های اسلامی در فرایند کار افرینی و توسعه کشور نقش افرینی نمی کنند. دکتر علی شریعتی به سه ضعف کشور در سه ضلع زر زور و تزویر این نکته را بیان می کند که کشور برای گذار از افول نیازمند اقتصاد توانا سیاست مردم سالار و فرهنگ می باشد که باید انتظار داشت که حجم بالایی از توسعه اقتصاد توانا بردوش انجمن های اسلامی میباشد .این گونه انها می توانستند بخشی از برون دادمورد انتظار را با چنین پیوندخوش یمنی ایجاد کنند تا کنش موثری بر جامعه داشته باشند.

ج )داشتن برخورد شفاف و ارزشی:انجمن های اسلامی نیازمند ان هستند که با ذکر دلایل روشن و واضح برای توجیه فعالیت ها ی خود و اشکار کردن ارزشهای شخصی بجای مخفی کردن انها به تقویت مجموعه باورهای این سازمان دانشجویی با تاکید بر باورهای مشترک برسند .از سوی دیگر تقویت چنین برخوردی مانع از بالا رفتن سطح توقعات این سازمان دانشجویی می گردد .بالا رفتن سطح توقعات اگر در کانالهای مصوب شده نباشد دید فعالان را به سمت رهبری جریانها و از سوی دیگر از دست دادن اعتماد به نفس در سایرین می گردد. برخورد شفاف و ارزشی میل شعار بلند و عبئر از جامعه را به سمت عمل نامحدود و شعار محدود می کشاند زیرا این برخورد شفاف و ارزشی گروه اندیشی را را جایگزین فرد نگری می کندو از انحراف در کارایی ذهنی جلوگیری و قضاوت اخلاقی را جانشین می کند.بخشی از اثر بخشی واحد های اجتماعی در خوب کار کردن اعضای ان با یکدیگر وبه کار گیری ورودی های مناسب و انسجام رفتاری می باشد .البرت باندورا روان شناس رفتاری دانشگاه استانفورد بر این باور بود که توسعه ارزش ها بر اساس مشاهده صورت می گیرد مشاهده وضعیت واحد اجتماعی از بیرون تصویری ذهنی از رفتار و نتایج را می سازد.انگاه نظاره گر رفتاری را ازمایش می کند که که نتایج مثبتی را به بار اورد و ان رفتار را تکرار خواهد کرد ولی اگر نتایج منفی حاصل شود تکرار نخواهد شد .کاهش تعداد اعضای انجمن ها در چند سال اخیر ناشی از نوسان بین ارزشها و واقعیتها تصویری از شناخت ذهنی را پدید می اورد که چالش ذهنی برای تاثیر گزاری اجتماعی را پدید نمی اورد.البته شناخت ارزشی انجمنها براساس تجربیات میدانی لوتانز و کریتنر به صورت مکانیکی بر اساس تعریف باندورا نمی باشد اما انچه که در این معادله پیچیده اهمیت دارد ادراک عضو ناظر هستی است که به داوری نشسته و انتخاب می کند .

معیار تحول_رهیافت نظام مند به هستی تصویر کلانی را از تغییر واحدهای فعال ارائه می دهد و بر این باور استوار است که هر تغییر ی چه کوچک وچه بزرگ یک تاثیر ابشار مانند بر سراسر سیستم دارد و هر تغییر کوچک دارای اثر پروانه ای می باشد . بر اساس مدل سیستماتیک اجزای اصلی نظام ورودی ها عناصر مورد نظر برنامه تغییر و خروجی ها می باشد.تمام تحولات نظام باید بر اساس رسالت استراتژیکباید سازگار باشد بیانیه رسالت استراتژیک هدف نهایی سازمان را تشریح می کند و تعیینی است براهداف پیش رو . تحول عکس العملی در برابر شرایط تغیرات پیش بینی نشده می باشد .تا بار دیگر سازمان بتواند خود را متاسب با شرایط به اهداف بلند منطبق نماید. انجمن های اسلامی امروز نیازمند ان هستند که خود را در برابر تغیرات دپیش بینی نشده محیا ساخته و به تدوین مراحل پنج گانه تحول می باشند .لذا نیازمند تدوین طراحی مفهومی طراحی تفضیلی ارزیابی و استقرار می باشند.در حالی که تحولات انجمن های اسلامی فاقد چنین استدلالی برای تبدیل شیفتگی به تحولات به سمت تعامل و خود باوری مکی باشد .همان طور که در بخش قبلی بحث شد وجود چنین انسجام مهندسی شده در طی مراحل پنج گانه باعث می گردد که استدلال جای سیالیت را بگیرد و هویت انجمن ها در مراحل گوناگون دچار تعارضات جدی نگردد.گذری به تاریخ معاصر ایران و نبودن الگوی معیا ایمان زنده و روش عمل طراز باعث گردیده تحولات متمادی در سازمان فعال بحران های عمیقی در جامعه پدید اورده که انفعال بارزترین انها می باشد.تحولات سازمان مجاهدین خلق در نبود الگوی معیار مثال بارزی است از انفعال سیل عظیمی از نیروهای مذهبی که تا دوران کنونی نیز پا برجا می باشد.در واقع در یک جمع بندی صریح باید گفتنبودن معیار تحول باعث گردیده اموزها در انجمن های اسلامی دائما در حال تغییر باشند .و ایدهای متفاوت مطالعه نشده یکی پس از دیگری با روبرو شدن به اولین بن بست کنار نهاده شوند .در واقع مقصر اصلی قیومیت تحکیم وحدت در برخی از دورهای تاریخی و عبور از این قیومیت نه تحولات بیرونی بلکه نبود معیار درونی می باشد.

انجمنهای اسلامی بعنوان سرمایه اجتماعی_در دیدگاه کلاسیک توسعه سرمایه اقتصادی فیزیکال و انسانی نقش اساسی را برعهده دارند.اما در عصر کنونی برای توسعه نیازمند سرمایه اجتماعی می بتاشیم. زیرا بدون سزمایه اجتماعی سایر سرمایه ها بهینه نمی شوند.سرمایه اجتماعی حاصل روابط مبتنی بر اعتماد اجتماعی می باشد جامعه ای از سرمایه اجتماعی برخوردار می باشد که مردمان ان در مراودات با یکدیگر و در ارتباط با اجزای اجتماعی از سهولت سادگی و انعطاف برخوردار باشند کلمن سرمایه اجتماعی را شامل جنبه هایی از یک ساخت اجتماعی می داند که روابط و تعاملات افراد درون ساخت را تسهیل می کند .در واقع سرمایه اجتماعی کنش میان افراد را تسهیل می کند اگر نهادهای اجتماعی بتوانند بعنوان واحد اجتماعی سرمایه اجتماعی ایجاد کنند قادر به فعالیت بیشتر و بهتر خواهند بود . نتایج مطلوب تری به جامعه ارائه خواهند داد.در چنین تعریفی نقش دانشگاه بی بدیل می باشد. دانشگاه تنها نهادی است که دارای ارتباط دو سویه بین تعالیم اکادمیک و پراتیک اجتماعی می باشد .در واقع توجیه برخورد اجتماعی توسط دانشگاه در صحنه های روزانه مورد ازمایش قرار می گیرد.و بعنوان جریانی تلقی می شود که هم سودای نان دارد و هم سودای دل و هر دو را به صورت هم زمان ادراک می کند .ودر این معادله دو سویه میتواند نقشی اساسی در تسهیل روابط داشته باشد .و با چنین نگاهی دانشگاه خود سرمایه اجتماعی محسوب می شود دانشگاه به صورت بالقوه از یک سو با گردش اجتماعی می تواند زمینه شناخت را بالا ببرد و از سوی دیگر با ارتباط با بخش روشن فکری تئوری را در معرض ارزیابی قرار دهد.حتی در یک سطح پایین تر با پیدا کردن شناخت اجتماعی حاصل از گردش های اجتماعی پیش زمینه رفتاری خود در اینده را مستحکم کند.تا نه بعنوان یک کنش گر سیاسی بلکه بعنوان یک مروج اجتماعی در جامعه بازخورد داشته باشد.در چنین دیدگاهی گرایش دانشجوییان و در اولویت انجمن های اسلامی به سوی پایبندی به اخلاقیات توسعه پایدار و احساس مسئولیت اجتماعی و یگانگی وحدت با جامعه ارتقائ می یابند.و نقش دانشگاه در از بین بردن شکاف بین جریان روشن فکری و جامعه نقشی تسهیل کننده خواهد بود.در حالی که افول به سمت رهبری اجتماعی ترتیب موازنه را به سمت بخش های پر تنش و غیر شفاف سوق می دهد.در حالی که پیدا کردن دید اجتماعی بر اساس تولید سرمایه اجتماعی در پروسه تلفیق مدیریت علمی با عمل صنفی گزینه سوم در برابر رهبری یا انفعال اجتماعی می باشد.برای انکه توضیح فوق جنبه علمی تری به خود بگیرد ترکیب ذهنی بالا را در قالب یک مدل تلفیقی شرح خواهم داد.

مدل خلق دانش در فضای مشترک:ba
مدل فضای مشترک معادل واژه ژاپنی جا و مکان و فضا می باشد.این مدل تعامل پیوسته اعضا و افراد را در برقراری ارتباط اجتماعی که منجر به توسعه دانش می گرددرا تشریح می کند.بر اساس این مدل که بر گرفته از رفتار مردم ژاپن در توسعه این کشور می باشد.می تواند بازگو کنندهمناسبی در نحوه رفتار حال حاضر فعالان دانشجویی کشور و باخصوص فعالان انجمن های اسلامی باشدبر اساس این مدل.با یک نگاه می توان متوجه فاصله عمیق اجتماعی بین دو کشور شد. در حال حاضر رفتار انجمن های اسلامی به سوی گذار از حدی از عملکرد به سمت بالندگی مستمر در توجیه نقش سیستماتیک انها نمی باشد.در حالی که ژاپن نشان داد در فراسوی توجیهات توسعه این کشور در مبادلات نظم جهانی رفتار اجتماعی انها ابر ساختار اجتماعی را ایجاد کرده که فضای مشترک بین ارتباطات فیزیکی و شناختی را توجیه می کند.در واقع در این مدل بین ذهنیات و عمل در مردم ژاپن تعامل ایجاد می شود در حالی رفتار مرم ایران در حد فاصل پراتیک و ارمان شناور است.مدل فوق نشان می دهدکه زایش اندیشه در ژاپن منجر به جامعه پذیری گردیده است و این جامعه پذیری منتهی به ایجاد تعامل یعنی فضای ظهور عینیتها گردیده و در ساختاری از ارتباطات واطلاعات متشکل گردیده و منجر به عمل اجتماعی یا درونی شدن گردیده است.در واقع تعامل گروهای اجتماعی مسیر تعالی و ارتقای دانش در ژِاپن بوده است.در ژاپن اعتماد و تفاهم در میان واحدهای فعال هستی وجود دارد. اما در ایران فعالیت اجتماعی منجر به تفاهم نمیگردد.و سرمایه اجتماعی پر بار نمی گردد.و ذهنیتها به سمت هدایت دهندگی و پیامبری و مصلح بودن است .سرمایه اجتماعی در پروسه ارتباط به درونی شدن رشد یافته است.اعتماد بین افراد منجر به ایجاد هنجار های اجتماعی می گردد و تعهدات در جامعه را نهادینه می کند.و هویت در درون جامعه را پر رنگ می کند.در حال حاضر انجمن های اسلامی در این باب پر فراز نشیب عمل می کنند. و رفع ان نیازنمد تعریف مجددو پایه ریزی دوباره ارتباطات اجتماعی و ارزشها به سمت هویت پذیری می باشد.نسل حاضر انجمن ها در یک سو با حاصل انجمن ها در پس از انقلاب قرار داشته و از سوی دیگر در معرض از دست دادن روحیه نظام مند بودن قرار دارد.اذا در حداکثر جدایی از مختصات جغرافیایی خود قرار دارد.در حال حاضر برای رفع این مسئله نیاز به بازنگری دوباره در رفتارها را داریم.تا روحیه توسعه هستی را در مسیر بهبود زیر ساخت های اخلاقی جامعه بکار بریم.اخر سخن انکه شبکه تو در توی هستی (نوناکو 2000)در ارتباطات اجتماعی در مسیر احساس مسئولیت در برابر ازادی عدالت و ترقی و استقلال می باشد.لذا نیاز مند پذیرش  مسئولیت اجتماعی قرار داریم (درک فرنچ)و می بایست این مسئولیت را تا سر حد نان مردم و تا انتهای اخلاقی عمل کردن و تاثیر مثبت نهادن در هستی بکار برد.که این نیازمند تلفیق ابعاد ارتباطات ارزشها هویت و مسئولیت پذیری می باشد.خلاصه انکه معماری شبکه بر اساس هم دلی و دمیده شدن این روح در کالبد گروها و به تبع ان شبکه هستی می باشد.

منابع:1_سازماندهی پنج الگوی کار ساز اثر دکتر مهدی فقیهی
2_پیشگامان توسعه اثر سیرز دادلی

يك پاسخ برايش بگذاريد