كبريت هاي بي خطر!

By نویسنده

 

احمد نجاتی:

با موضع نزديك شدن زمان انتخابات رياست جمهوري، همه موضع گيري ها،سخنراني ها و حتي سفرهاي مسئولين كشور رنگ و بوي تبليغاتي مي دهد. كساني كه خود را اصلاح طلب ناميده اند به دنبال راضي كردن محمد خاتمي براي بازگشت به عرصه اي هستند كه 4 سال قبل با دلسرد كردن كساني كه دل به او بسته بودند از آن كنار رفت. گروه هاي ديگر هم هركدام براي افراد خودي برنامه هاي خاصي تدارك ديده اند تا در صورت برنده شدن، گرد شيريني قدرت بچرخند و از مزاياي آن استفاده كنند.

با نگاهي به تاريخ و نگاهي به نجربه هاي تاريخي به راحتي مي توان تشخيص داد كه بازي انتخابات در ايران واقعا بازي است. در بدنه حاكميت هيچ تغيير خاصي صورت نمي گيرد.اگر كسي كنار مي رود مقامي در آن سو تر برايش آماده است اما بار همه ي فشارها، بدبختي ها، و همه ي هزينه هاي اين نبردهاي نمايشي و جناحي بر شانه هاي مردم سنگيني مي كند. اگر قرار باشد تورم و فشار اقتصادي بر كسي فشار آورد به طور قطع آن كس مسئول حكومتي جمهوري اسلامي ايران نيست. اگر قرار است كسي هزينه سياسي دهد و بازداشت و شكنجه و زندان شود بطور قطع كسي از مقامات حكومتي نيست بلكه فردي بي پناه از همين مردم است.

شايد درست نباشد كه بذر نااميدي و دلسردي كاشته شود اما نبايد برابر حقيقت ايستاد.

اگرچه نبايد چنين گفت و چنين بود اما من امروز دلسرد و نااميد به اصلاح امور هستم و همه دوستان را هم از اميدواري به آينده بر حذر مي دارم و باز اگرچه نبايد،اما از فعاليت هم بر خذر مي دارم. در شرايط فعلي هيچ كاري از دست ما بر نمي آيد. حتي اگر اندك نوري هم روشنايي به حساب آيد ما به حساب نمي آييم. ما همان كبريت هاي بي خطري هستيم كه حجم شب را در شعاع كوچك و حقيري از دلخوشي هاي بيهوده مان مي سوزيم و خود نيز با‌ان مي سوزيم.

براي نسل ما هيچ آينده روشني وجود ندارد. براي ما زندگي ، شرايط اجتماعي و شرايط سياسي همين است كه هست: پر از دروغ، تزوير و ريا، آكنده از فساد مالي و اداري و ناعدالتي و نااميدي.

من ايمان دارم كه اميد به بهبود وضعيت نه تنها فريبي بيش نيست بلكه نشان كج فهمي است.

از مناديان دروغين صلح و آشتي تا عدالت محوران عدالت نشناس،فاصله جز وعده هاي عملي نشده، زندان و فشار و تورم و درهاي بسته براي مردم مردم چيزي نبود. همه ي آنانيكه كه در اين سالها براي مهرباني آمده اند خود نامهربان هستند كشف فرمول اين چنين تغييراتي ساده است: «قدرت» و قدرتي كه با فساد به دست مي آيد به ناچار بايد حفظ شود تا فساد ها را پنهان كاري كند و چنين مي شود كه قدرت در دست عده  معدودي دست به دست مي شود و  جز جنگ هايش، مصيبت هايش،زندان هايش چيزي نصيب مردم نمي شود.

پايان اينكه اگرچه نبايد؛ اما ژست هاي روشنفكر مآبانه و سخناني از قبيل: بايد ايستاد و ايستاده مرد، فردا مال ماست، بايد مبارزه كرد و پايدار بود، فرداي طلايي و … به نظزم پوچ و حقير مي آيد.چرا كه اين حرف ها در اين حكومت، هيچ جا به حساب نمي آيد. همانطور كه اعتراض و نارضايتي هاي ما به حساب نمي آيد و همانطور كه دارايي هاي يك عمر ما در برابر دارايي هاي يك روزه مسئولين كشور به حساب نمي آيد.

امروز ديگر نه خاتمي و نه خاتمي چي ها، نه احمدي نژاد، نه هيچ كس ديگر از بدنه قدرت و نه امريكا و حمله نظامي اش منجي مردم ايران نخواهند شد.بايد نسل هاي زيادي بسوزد و جواني اش را در لابلاي نابرابري هاي اجتماعي گم كند تا شايد تغيير نسل  و گذر زمان بتواند باعث اندك تغييري شود…

2 پاسخ به “كبريت هاي بي خطر!”

  1. مشهد می گوید:

    لطفا غلطهاي املايي اين متن را اصلاح كنيد.

  2. شهرزاد محسني می گوید:

    با سلام به شما دوست عزيز و ساير دوستاني كه اين وبلاگ را ميخوانند. از طرف يك خبرگزاري غير دولتي و مستقل كه هدفش بر آورده كردن خواسته هاي عموم مردم ايران و فراهم كردن يك مجراي اطلاع رساني بدون سانسور درباره هرگونه اخبار مربوط به ايران و مردم ايران است, خواهان همكاري هستيم لذا از آنجايي كه من خودم خبرنگار بخش دانشجويي اين آژانس هستم، دوستاني كه ميتوانند در خبررساني از اين قشر در زمينه هاي مختلف اعم از صنفي، سياسي، اعتراضي و…. ما را ياري كنند با آدرس اينترنتي زير در ارتباط باشيد. منتظر پاسخگويي شما هستيم. با آرزوي موفقيت
    mohseni.sh.2008@gmail.com

پاسخ دهید