فرهاد شاه مراد لو :
“ما مست های همیشه خواب،وقتی بیدار می شویم که نمی دانیم کی هستیم و در اتاقی که خود چراغش را شکستیم کورمال در پی دیوار می گردیم”
کورسوی امیدی که این روز ها در ذهن دگر اندیشان،دگر رفتاران و روشنفکران،آنان را همچنان به فردای سیاسی این مرزو بوم امیدوار نگاه می دارد بحث حضور دوباره ی سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری آینده است.نکته ای که در این امیدواری بین گروههای مختلف اصلاح طلب و دگراندیش،مشترک جلوه می کند نوعی اجماع نظر مشترک در این بازگشت است.ما در این کوتاه،با گروهی که در هردو دوره به خاتمی،مجلس و اصلاح طلبان رای دادند و تا پایان با آنان همراه بودند کار نداریم.اما این که چرا نسلی که شعار عبور از خاتمی راسر داد و او را پرچمداری لایق برای پیشبرد جنبش ازادی خواهی در ایران ندانست و عدم صلابت او را در برخورد با سرکوبگری ها و قانون شکنی ها را تقبیح می کرد اکنون به وی به عنوان منجی می نگرد؟
طنز تلخ زمانه است گروهی که تحریم انتخابات و نافرمانی مدنی را تنها راه چاره ی خلق ایران برای بهبود وضعیت سیاسی،اجتماعی و اقتصادی می دانست اکنون بازگشت به همان روزها را در حسرت است! در تحلیل این بازگشت به عقب نسلی که خود را بی نیاز از خاتمی و خاتمی چی ها می دانست بعنوان نیروی سوم،جدا از اصلاح طلب و اقتدارگرا،سعی می کرد به صورت جنبشی خود جوش به آرمانهای روشنفکرانه اش نائل آید سخن های بسیاری می توان گفت.سخن گفتن از ناپختگی سیاسی این گروه عظیم،نسنجیده و غیر منطقی است چرا که آنان حق داشتند از رهبر خویش،کسی که پشتوانه ی میلیونی حمایت مردم را داشت توقع برخورد قاطع و با صلابت با عوامل سرکوبگر داشته باشد و باز این حق مسلم انان بود که از رئیس دولت انتظار داشته باشند که با رفتار های فراقانونی گروه های فشار،مقابله ی جدی داشته باشد.اما چراهمین افراد و همین گروه بعد از عبور از خاتمی و تحریم انتخابات و روی کار آمدن دولتی جدید،همان روزهای رفته را ارزو دارند؟این نتیجه را بیش از آنکه یک بازگشت به گذشته همراه با پشیمانی بدانیم باید به عملکرد دولت جدید مرتبط بدانیم چراکه در دولت فعلی هم همان فشار ها و همان سرکوب ها علیه دگراندیشان و روشنفکران ادامه دارد با این تفاوت که در دوره ی اصلاحات برخی روزنامه ها و نهاد ها می توانستند صدای جنبش های آزادی خواه را به گوش دیگران برسانند اما همین امکان اندک هم در دولت نهم از آنان گرفته شده است.این فشار های شدید و برخوردهای قهرامیز همراه با فشارهای کمرشکن اقتصادی، سختگیری و برخورد های شدید اجتماعی و صدها مشکل دیگر باعث شده است که بازگشت به دورانی که گذشت آرزویی بزرگ تلقی شود.
تقدیر این بود که عملکرد دولت احمدی نژاد این شانس را به سید محمد خاتمی بدهد تا کسانی که او را حاکمی لایق برای رهبری جبهه ی اصلاحات نمی دانستند و از او روی برمی گردانیدند باز با آغوشی باز پذیرای او باشند.اینک تنها امید آزادی خواهان ایران برای بهبود وضعیت سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی کشور بازگشت کسی است که این روزها موج تخریب اقتدارگرایان بیش از هر زمانی به سوی اوست و این همه موجی که برای تخریب شخصیت خاتمی از قدرت حاکم به راه افتاده است نشان دهنده ی ترس آشکار آنان از حضور دوباره ی وی بر صحنه ی سیاسی کشور است.
که در دوره ی اصلاحات برخی روزنامه ها و نهاد ها می توانستند صدای جنبش های آزادی خواه را به گوش دیگران برسانند اما همین امکان اندک هم در دولت نهم از آنان گرفته شده است.این فشار های شدید و برخوردهای قهرامیز همراه با فشارهای کمرشکن اقتصادی، سختگیری و برخورد های شدید اجتماعی و صدها مشکل دیگر باعث شده است که بازگشت به دورانی که گذشت آرزویی بزرگ تلقی شود.
تقدیر این بود که عملکرد دولت احمدی نژاد این شانس را به سید محمد خاتمی بدهد تا کسانی که او را حاکمی لایق برای رهبری جبهه ی اصلاحات نمی دانستند و از او روی برمی گردانیدند باز با آغوشی باز پذیرای او باشند.اینک تنها امید آزادی خواهان ایران برای بهبود وضعیت سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی کشور بازگشت کسی است که این روزها موج تخریب اقتدارگرایان بیش از هر زمانی به سوی اوست و این همه موجی که برای تخریب شخصیت خاتمی از قدرت حاکم به راه افتاده است نشان دهنده ی ترس آشکار آنان از حضور دوباره ی وی بر صحنه ی سیاسی کشور است.