نقدی بر آخرین نشست تحکیم
محمد احسانی: در تبیین موقعیت کنونی دفتر تحکیم وحدت باید گفت که تئوری دیدهبانی عرصهی عمومی واقعاً با مشکل اساسی مواجه گردیده است. فراتر از این موضوع کسانی که قرار بود این عرصه را دیدهبانی نمایند امروز در حصار سرد زندان قرار گرفتهاند و توانایی این کار به معنی واقعی از آنان گرفته شده است. بینش سابق دفتر تحکیم مبنی بر دیدهبانی عرصهی عمومی توسط دانشجویان سخن نادرستی از دیدگاه تئوریک و فلسفی نمیباشد زیرا در عرصهي عمومی، گفتمانهای موجود در جامعه، افکار و اندیشههای خود را ارائه مینماید و برآیند تمام گفتمانها به صورت الگوی ایدهآل در یک جامعه در میآيد. مشکل اساسی این است که در جامعهي فعلی ما چیزی به نام عرصهي عمومی وجود ندارد. ما داعیهداران دیدهبانی عرصهي عمومی تصور نادرستی از فضای کشور داشتهایم و به تصور اینکه در فضای سیاسی موجود، گفتمانهای مختلف میتوانند فرصت عرضه پیدا کنند، شیفتهي عملکرد نادرست خود گشتهایم. شرایط موجود از این واقعیت ناشی میشود که در عرصهي عمومی فعلی ایران قدرت سیاسی به جای قدرت مدنی و اجتماعی حاکم گردیده است. شیوهی زندگی کنونی مردم ایران بیش از آنکه تحت تاثیر خواست اقلیتها و اکثریتها باشد تحت تاثیر قدرت سیاسی موجود است. اعتقاد راسخی وجود دارد که اگر قدرت سیاسی فعلی، وجود نداشت، پوشش زنان جامعهي ایران تغییر پیدا میکرد. با این تفاسیر، هنگامی که قدرت سیاسی در عرصهي عمومی حق دخل و تصرف و ترویج گفتمان خاص خود را دارد آیا میتوان به این عرصه امیدوار بود. قدرت سیاسی نشان داده است که اجازهي حضور دانشجویان در عرصهي عمومی را نمیدهد. داستان جامعهي مدنی و نهادهای سیاسی هم از این ماجرا مستثنی نمیباشد.
پیروی توهم موجود در دفتر تحکیم مبنی بر دیدهبانی عرصهی عمومی که به طرز دردآوری به دیدهبانی عرصهي عمومی از درون زندان اوین تبدیل گردیده است، مجموعهي انجمنهای اسلامی عضو این اتحادیهی 30 ساله (تحکیم وحدت) هم به بازبینی برخی از شرایط پرداختند. دیدهبانی عرصهي عمومی سبب غفلت از واقعیتهای موجود در دانشگاهها گردید و حرکت جنبش دانشجویی را از مسیر حقیقی خویش باز داشت. با تمام اینکه کمترین امیدی به سرانجام رسیدن پروژهی دیدهبانی ما وجود ندارد اما اصرار مداوم به آن در حقیقت سبب متلاشی شدن و منحل گردیدن بسیاری از انجمنهای اسلامی شده است. در شرایطی که قدرت سیاسی عرصهي عمومی را به تصرف خود درآورده است، دیدهبانی این فضا منجر به چنین شرایطی میشود.
رسالت حقیقی ما این است که عرصهي عمومی را از دست نهاد قدرت خارج سازیم و گرنه پرداختن به حقوق بشر، جامعهي مدنی، آزادی عمل گروهها و نهادهای صنفی و اجتماعی تا پیش از رهایی این عرصه از سلطهی قدرت امری محال است.
از آخرین نشست سراسری دفتر تحکیم چنین برآمد که سیاست کلی این مجموعه به سوی دفاع از حقوق بشر و صلح در ایران در پرتوی دیدهبانی عرصهی عمومی است. تمام دلائل ما برای شکست پروژهی عرصهی عمومی در شکست خوردن دفاع از حقوق بشر هم مصداق دارد زیرا حقوق بشر در ذیل عرصهی عمومی به معنای ارائه شدهی قرار میگیرد. به نظر میآید اتحادیهی انجمنهای اسلامی مسیری مشابه با دو سال پیشین خود را طی میکنند که در اثر ایدئولوژی نادرست، منجر به انحلال، تعطیلی و تعلیق انجمنهای اسلامی سراسر کشور همچون 2 سال گذشته میگردد.
نوامبر 25, 2007 در t 2:57 ب.ظ |
به روز شد: فتح ناگزير پروتستانيزم